معرفت

سلام

چند روزی نبودم

ببخشيد به بزرگواری خودتان

راستش چند روزی بدجوری يه سری دردهای اين جامعه بزرگ اين شهر زيبای  تهران منو اذيت می کنه

از اونجايی که کسی رو پيدا نکرم باهاش درد دل کنم گفتم اينجا بنويسم

شايد من و تو يکی از اونا نشيم

کارتن خوابها - می بينم - می گريم - کاری نمی کنم - عصبانی می شم - کاری از دستم بر نمی آيد - بيشتر عصبانی می شم

جناب سروان - ترو خدا - جون بچه هات - اين همه داروندارمه - باهاش نون خونه رو در می ارم - بخوابه بيچاره می شم.... بابا قتل که نکردم .... و جناب سروان حتی روشو هم بر نمی گردونه

آقا تو هم راننده ای ... جون کسی که دوست داری... تو با اينا رفيقی .. يه کاری کن ما رو ول کن ... هرچی هم بخواد می دم ...

ديدين بعضی ها رو . وقتی آدم کارش بهش می افته انگار رئيس جمهوره . نه اصلا انگار خداست . ...

خدا کنه هيچوقت هيچ کس کارش به اينا نيفته

يکی نيست بگه نوکرتم - چاکرتم - ميکروبتم - اول بيا خودتو درست کن بعد ...

کدوم مامور راهنمايی رانندگی رشوه نمی گيره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

البته شايد وجود داشته باشه .

البته شايد

شايد

از کوچه ای می گذرم

پيرزنی ...

کيف در دست

و موتوری

فرياد

اره عزيز

کيف پيرزن ميره خدمت فرزندان برومند اين مرز و بوم!!!!!

خدا ميدونه

شايد همه حقوق بازنشستگی پيرزن بود که صرف خريد مشروب .. اکس ... سيگاری ... يا تل اين هموطن شد.

اينجا زمستان است

و هوا بس ناجوانمردانه سرد است

 

/ 3 نظر / 11 بازدید
behnaz

سلام.. همه اين صدا ها رو ميشنون.. اونايی که بهش توجه می کنن هم زيادن.. ولی کسی نيست که کاری کنه ديگه اين صدا ها نباشن.. تنها کاری که می تونيم انجام بديم همينه ... بشنويم و سکوت کنيم و اگه بتونيم برای ديگران مطرحش کنيم.. از دسته ما هيچ کار ديگه يی ساخته نيست.. کسايی که می تونن کاری انجام بدن هم اصلا اين صدا ها رو نمی شنون.. کاشکی واقعا کاری از دستمون ساخته بود...

hamid

سلام افرين به نکات خوبی اشاره کرديد ولی کو گوش شنوا ؟ اقدامتان را می ستايم يا حق